close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
آیین دوستیابی بخش سوم

روانشناسی
12اصل برای موافق کردن دیگران با خود: 1.بهترین روش پیروز شدن در بحث پرهیز از آن است: در 90 درصد مواقع، نتیجه ی مباحثه این است که هر دو طرف بیس از پیش معتقد می شوند که حق کاملا با آنهاست. در بحث پیروز نمی شوید. زیرا اگر به ظاهر هم پیروز شده باشید، در واقع بازنده اید. چرا؟ زیرا شما غرق در خوشی می شوید ولی اوضاع روحی طرف مقابل چگونه است؟ شما او را خرد کرده اید و با کارتان نشان داده اید او حقیر است. شما احساساتش را جریحه دار کرده اید. در نتیجه او از پیروزی شما در اوج ناراحتی است و چون برخلاف میلش او…

آیین دوستیابی بخش سوم

یکشنبه 07 ارديبهشت 1393

12اصل برای موافق کردن دیگران با خود:

1.بهترین روش پیروز شدن در بحث پرهیز از آن است: در 90 درصد مواقع، نتیجه ی مباحثه این است که هر دو طرف بیس از پیش معتقد می شوند که حق کاملا با آنهاست. در بحث پیروز نمی شوید. زیرا اگر به ظاهر هم پیروز شده باشید، در واقع بازنده اید. چرا؟ زیرا شما غرق در خوشی می شوید ولی اوضاع روحی طرف مقابل چگونه است؟ شما او را خرد کرده اید و با کارتان نشان داده اید او حقیر است. شما احساساتش را جریحه دار کرده اید.

در نتیجه او از پیروزی شما در اوج ناراحتی است و چون برخلاف میلش او را متقاعد کرده اید، او هم چنان به معتقدات خود پایبند است. بیایید در هر بحثی که شروع میشود، ما از مشتری، دوست و همسر خود عمدا شکست بخوریم. بودا می گوید: "نفرت را نفرت از بین نمی برد، برای از بین بردن آن عشق و محبت لازم است." یک سوء تفاهم نیز با مشاجره تمام نمی شود، بلکه باید با تدبیر و دیپلماسی آن را حل کرد.

 2. به نظرات طرف مقابل احترام بگذارید و هرگز به او نگویید در اشتباه است:

 آیا هنگامی که به کسی می گویید در اشتباه است، انتظار دارید به شما لبخند بزند؟ او هرگز این حرکت را نمی کن! چون شما به قوه ی تمییز، غرور و اعتماد به نفسش خدشه وارد کرده اید. این کار باعث می شود او درصدد تلافی برآید، اما هرگز باعث نمی شود که او طرز فکرش را عوض کند. حتی اگر منطق افلاطون و امانوئیل  و کانت را برای او استفاده کنید، باز هم نمی توانید افکار او را تغییر دهید زیرا شما به احساساتش لطمه زده اید. هیچ گاه صحبت خود را با این جمله آغاز نکنید : " من به تو این قضیه را ثابت می کنم " . این راه نادرست است و مانند آن است که به طرف بگویید که: " من از تو باهوش تر و عاقل ترم. من به تو مطلبی را می گویم  و تو باید مطابق با آن  فکرت را عوض کنید."

اگر می خواهید چیزی را ثابت کنید ، اجازه ندهید کسی از نیت شما با خبر شود، این کار را با زیرکی و مهارت چنان  انجام دهید که کسی کوچک ترین شکی به شما نکند.

 سقراط به شاگردان خود در یونان می گفت : " من فقط یک چیز می دانم و آن این است که هیچ چیز نمی دانم. " من از سقراط باهوشتر و عافلتر نیستم پس دیگر به مردم نمی گویم که آن ها در اشتباهند. اگر کسی موضوعی را مطرح می کند که فکر می کنید اشتباه است، حتی اگر به اشتباه بودن آن ایمان دارید ، به نظر شما بهتر نیست حرف خود را این طور آغاز کنید: " ببین، من نظر دیگری دارم، به نظرت اشتباه نمی کنم"؟

2000سال پیش از ولادت عیسی،" آفتوئی " پادشاه مصر به فرزند خود اندرز حکیمانه ای داد. او گفت: " اگر می خواهی به هر چه آرزو داری برسی ، کمی سیاست مدار و مدبر باش".

3. اگر در اشتباه هستید ، خیلی زود به اشتباهتان اعتراف کنید:

اگر انسان سرکشی هستیدف اگر هرکس  که با شما مخالفت است با نظراتتان به او سیلی می زنید، عقیده هایتان آنقدر گرانبها شده است که دیگر کسی به آنها توجهی نمی کند، اگر در جمع دوستانتان نباشید آنها راحت تر هستند، اگر آنقدر خود را باهوش و دانشمند می دانید که کسی جرئت نمی کند چیزی به شما یاد دهد، مطمئن باشید هیچ وقت در آینده  بیش از آنجه حالا می دانید ، چیزی یاد نمی گیرید.

بیایید به حد کافی باشعور و عاقل باشیم که اگر در اشتباهیم خودمان تمام افکار زشت و بدی را که طرف مقابل در باره ی ما در سر دارد بر زبان آوریم  قبل از آن که او فرصت گفتنش را پیدا کند. در این صورت باد دماغش را خالی می کنید و احتمال می رود او روش جوانمردانه ای پیش بگیرد و از شما گذشت کند.

4. به نرمی و ملایمت صحبت را شروع کنید:

اگر عصبانی و غضبناک شده اید و حرف های ناشایست بر زبان می آورید، به سبب اینکه خشم خود را با حرف زدن بیرون ریخته اید احساس آرامش و سبکی خواهید کرد. اما طرف مقابل چطور؟ آیا او هم مثل شما احساس سبکی می کند؟ آیا لحن خشمگین سما باعث می شود او با شما موافقت کند؟

وودرو  ویلسون  می گوید: "  اگر شما با مشت گره کرده به دیدن من بیایید، شک نکنید من هم مشتم را گره می کنم ".  و اگر بگویید: " بیایید با هم گفت و گو کنیم و در حل مشکلاتمان بکوشیم، ببینیم در چه مواردی با هم اختلاف داریم" ، شاید به زودی بفهمیم که آنچنان هم اختلاف زیادی نداریم و همان موارد جزئی و کوچک در تفاوت نظرهایمان را به زودی با حوصله و حسن نیت حل خواهیم کرد.

100سال پیش لینکلن هم همین حرف را زد، او گفت : یک قطره عسل بیش از یک گالن زهر، به طرف خود مگس جمع می کند. انسان ها نیز همینطورند. اگر می خواهی کسی را طرفدار و دوست خود کنی ، اول او را مطمئن کن که دوست صمیمی او هستی.

پس اگر می خواهید دیگران را با خود هم نظر و موافق کنی، اصل چهارم را رعایت کنید: " با نرمی و ملایمت  صحبت را شروع کنید" .

5.طوری رفتار کنید که طرف بلافاصله به شما  جواب " بله بله " بدهد:

در هنگام صحبت با مردم ، بحث خود را درباره مسائل مورد اختلاف با آنها شروع نکنید، بلکه تلاش کنید از جایی که او قبول دارد، آغاز کنید.

پروفسور اوراستریت می گوید : پاسخ "نه"  سخت ترین مانعی است که بتوان بر آن غلبه کرد. وقتی کسی "نه" می گوید، غرور و شخصیتش به او اجاه نمی دهدحرفش را عوض کند.  شاید بعدا بفهمد که "نه" گفتن به ضرر او بوده است اما این بهتر از آن است که غرور او خدشه دار شود یک بار که کسی حرفی را می زند، می خواهد آن را تایید کند و تا آخر مسیر سر حرفش بماند. پس خیلی مهم است که شخص را وادار کنیم که در جهت مثبت گام بردارد.

 الگو های روانشناسانه در اینجا کاملا روشن هستند. وقتی کسی "نه" می گوید، این حرف را جدی می زند.همه سلول ها، اعصاب، غدد و عضله های فرد جمع می شوند تا در موقعیت مخالف قرار بگیرد. در چنین شرایطی ، همه ی سیستم عصبی در مقابل پذیرش یک مسئله ، جبهه می گیرد. در جهت مقابل وقتی کسی "بله" می گوید، تمام سلولهای بدن در نهایت آرامش، آماده ی قبول اوضاع و شرایط هستند.

سقراط توانست سیر فکر انسان را تغییر دهد و حالا پس از 23 قرن که از مرگ او گذشته ، هنوز هم افکار و شیوه مباحثه اش زبانزد است. روش او چه بود؟ آیا به مردم می گفت که در اشتباه هستند؟ البته که نه. او باهوشتر از آن بود که به  آنها درباره اشتباهاتش حرفی بزند. روش اول که به روش سقراط معروف است، برپایه گرفتن جواب "بله" استوار است. سوالاتی که او از طرف مقابل می کرد، همه جواب مثبت داشتند. او فرد را وادار می کرد که همیشه حرفش را تایید کند، تا اینکه بالاخره تعداد زیادی جواب بله می شنید، آن قدر به سوال کردن ادامه می داد تا بالاخره شخص  بی آنکه متوجه باشد، از حرف هایش نتیجه ای می گرفت که قبلا با آن مخالفت می کرد.

بنابراین هرچه تعداد "بله" هایی که می شنویم بیشتر باشد ، در رسیدن به هدف نهایی موفق تر هستیم.

6. اجازه دهید طرف مقابل هرچه قدر می خواهد حرف بزند:

بیشتر انسان ها وقتی می خواهند کسی را با خود هم عقیده کنند، متکلم وحده می شوند. به خصوص فروشنده ها که در اثر این اشتباه، مشتری های زیادی را از دست می دهند. اجازه دهید طرف مقابل هم صحبت کند چرا که درباره مسائل و مشکلاتش بیش از شما آگاهی دارد. بنابراین چندتا سوال از او بپرسید اجازه دهید او اطلاعاتی به شما دهد.

واقعیت آن است که دوستان ما ترجیح می دهند درباره ی موفقیت های خود حرف بزنند تا اینکه  به پیروزی های ما گوش دهند.

لارشفوکو فیلسوف فرانسوی نوشته است: " اگر می خواهید دشمن داشته باشید ، بر دوستان خود برتری  بطلبید. اما اگر جویای دوست هستید، اجازه دهید آنها بر شما برتری داشته باشند."

این حرف صحیح است زیرا وقتی  دوستان ما برتری یافتند به احساس مهم بودن می رسند. اما اگر احساس کنند ما از آنها برتر هستیم، احساس خواری و حقیری می کنند و به ما حسودی می کنند. بنابراین اجازه دهید طرف مقابل هرچه می خواهد بگوید و به احساس مهم بودن برسند.

7. اجازه دهید طرف احساس کند ایده برای خود اوست:

آیا اعتقاد شما به ایده هایی که خودتان کشف کرده اید، بیشتر از عقایدی که در بشقاب نقره تقدیمتان می شود نیست؟ اگر چنین است  پس چطور انتظار دارید عقایدتان را به زور در مغز کسی دیگر تزریق کنید؟ آیا بهتر نیست عقایدمان را به صورت پیشنهاد ارائه کنیم و اجازه دهیم طرف مقابل به میل خود تصمیم بگیرد؟

هیچ کس دوست ندارد حس کند کسی چیزی به فروخته یا کسی به دستور داده که کاری را بکند. ما مایلیم حس کنیم خودمان جنسی را می خریم و مطابق میل و اراده خود عمل می کنیم. ما نیاز داریم که درباره آمال ، خواسته ها و نیازهایمان با ما مشورت شود.

 پس برای جلب رضایت دیگران عقاید خود را به صورت پیشنهاد عرضه کنید و ایده ای خاص را به صورت تصادفی در ذهن طرف بسازید که به آن علاقمند شود و کم کم به انجام آن فکر کند.

 8.صادقانه سعی کنید مسائل را از دید طرف مقابل ببینید:

فراموش نکنید  که کسی ممکن است کاملا در اشتباه باشد اما خودش نداند. او را محکوم نکنید. هر انسان کوته فکری می تواند این کار را انجام دهد. او را درک کنید. این کار فقط از عهده ی انسان های فهمیده، باهوش و ایثارگر برمی آید. اگر کسی این طور یا آنطور فکر می کند علت دارد. علت آن را دریابید. در این صورت کلید افکار او و شاید کلید شخصیتش را پیدا میکنید. سعس کنید خیلی صادقانه و صمیمی خودتان را ای او بگذارید. اگر به خود بگویید : " اگر جای او بودم، چه طور فکر می کردم و چه کاری انجام می دادم " ، زمان خود را هدر نداده و بیهوده خشمگین نمی شوید. زیرا ما با علاقمند شدن به " علت" کمتر ممکن است از " معلول" بیزار باشیم. به اضافه امکان دارد مهارت شما در روابط انسانی بسیار زیاد شود.

 اگر می خواهید کسی را اصلاح کنید بی آنکه عصبانی و یا احساسش جریحه دار شود، قبل از قضاوت به مسائل از زاویه دید او بنگرید.

9. نسبت به خواسته ها و ایده های طرف همدردی نشان دهید:

آیا آرزو نمی کردید جمله معجزه آسایی می دانستید تا توسط آن از دعوا و مشاجره جلوگیری کنید، احساسات بد را دور کنید و حسن نیت طرف را فعال کرده و او را وادار کنید تا به حرفهای شما گوش دهد؟ جوابتان مثبت است؟  این جمله این است: " اصلا به خاطر حسی که داری تو را مقصر نمی دانم. من هم اگر به جای تو بودم بی شک همین احساس را داشتم ."

این جمله اخموترین و خشمگین ترین انسان ها را آرام می کند و شما می توانید این جمله را بگویید و 100درصد با طرف صمیمی شوید.

دکتر آرترا. گیش در کتاب بی نظیر خود به عنوان روانشناسی آموزشی نوشته: " تمام انسان ها خواهان همدردی هستند. یک بچه عمدا صدمه ای به خود وارد می کند، تا دیگران او را غرق در همدردی کنند! برای همین هم بزرگسالان مشکلات خود را بروز می دهندو تصادفات و بیماری هایشان را تعریف می کنند. دلسوزی به خود هنگام گرفتار شدن به یک مشکل واقعی ویا خیالی تقریبا یک عادت همه گیر است."

10. به انگیزه های شریف تر مردم متمایل شوید:

هرکسی را ببینید (حتی خود شما) ارزش زیادی برای خود قائل است و وقتی خود را ارزیابی می کند، انسان نیک وغیر خودخواه است.

ح. پیرپون مورگان میگوید: معمولا انسان برای کاری کارهایی که انجام می دهد، 2 دلیل داردکه یکی از آن ها دلیلی واقعی و دیگری دلیلی است که به نظر نیک و عالی می رسد.

هرکس از دلایل اول آگاه است و نیازی به تاکید شما نیست اما چون همه در باطن ایده آلیست هستیم، مایلیم به انگیزه هایی فکر کنیم که خوب به نظر می رسند، بنابراین اگر دوست دارید در مردم تغییری ایجاد کنید، به انگیزه های شریف آنها متوسل شوید. مطمئن باشید حتی کسانیکه تمایل دارند سر دیگران کلاه بگذارند، معمولا اگر این احساس را به آنها دهید که آنها آدمهای راستگو و مردمی هستند، واکنش خوبی از خود نشان می دهند.

11. ایده های خود را مجسم کنید و به صورت نمایشی درآورید:

امرئزه گفتن حقیقت کافی نیست، باید مطالب را تجسم کرد. حقیقت را باید روشن، جالب و دراماتیک کرد. باید هنر جلوه دادن را بدانید. تلویزیئن و رادیو این هنر را بلدند. اگر بخواهید توجه کسی را به سمتی جلب کنید، باید این هنر را یاد بگیرید.

12. حس برتری یافتن و مبارزه طلبی را در مردم برانگیزانید:

چیزی که هر انسان موفقی دوست دارد: شرکت در بازی! فرصت ابراز وجود، فرصت یافتن برای ثابت کردن ارزش خود و پیروز شدن. این روشی است که مردان پرشور و قوی را به تلاش وا می دارد.

بنابراین اگر میخواهید انسان های با لیاقت، افراد قوی و نیروند را به سمت خود جلب کنید و آن ها را وادار کنید طبق میل شما رفتار کنند، قدم دوازدهم این ات که حس برتری یافتن و مبارزه طلبی را در آن ها برانگیزانید

 

منبع : کتاب آیین دوستیابی

نویسنده : دیل کارنگی