close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
روان درمانی عقلانی-هیجانی

روانشناسی
روان درمانی عقلانی-هیجانی

زندگی عاقلانه در دنیایی غیرعاقلانه

چهارشنبه 23 مهر 1393

 روان درمانی عقلانی-هیجانی یک نوع درمان " معنی شناختی" است. انسان ها برخلاف حیوانات گفت وگوهای عاقلانه و غیرعاقلانه زیادی با خودشان دارند. یعنی اعتقادات، نگرشها، عقاید و فلسفه های آنان تا حد زیادی ( اما نه به طور کامل ) به شکل گفتگوهای درونی در می آید. در نتیجه می توانند به کمک بررسی، شناخت، نقد، تغییر و مبارزه با گفتگوهای درونی خودشان هیجانات و رفتارهای مخربشان را اصلاح کنند.

 

در اینجا چکیده  ای از برخی نکات مهمی که درمان عقلانی- هیجانی برای مبارزه با عقاید غیرعاقلانه مطرح میکند، بازگو میکنیم:

 

1.دیگران باید کارهای مرا دوست بدارند و مرا بپذیرند.

 

 سعی کنید روی پای خود بایستید و تایید ومحبت دیگران را هدفی خوشایند بدانید نه یک الزام. بی آنکه ارزیابی های منفی دیگران را قبول کنید به انتقادهای دیگران گوش دهید و آنها را بررسی کنید. سعی کنید کارهایی انجام دهید که واقعا از آنها لذت می برید و آنها را دوست دارید، نه کارهایی که دیگران تعیین میکنند.

 

2. همیشه باید عملکرد خوب و موفقیت آمیزی داشته باشم.

سعی کنید همیشه به دنبال عملکردهای خوب باشید نه عملکردهای کامل. سعی کنید عملکردهای خود را اصلاح کنید نه عملکردهای دیگران را، برای مثال سعی کنید عملکرد خود را در امور هنری، ورزشی یا تجاری بهتر کنید.اما خودتان را با این حرف که وقتی آدم بهتری خواهید شد که به هدفتان برسید،گول نزنید. کارهای مورد علاقه خود را دوست داشته باشید و سعی کنید در آن ها موفق شوید. شکستهای احتمالی را هم اتفاقی ناخوشایند بدانید نه یک افتضاح- و این شکستها را نشانه بی ارزشی ذاتی خود ندانید.

3. بعضی انسان ها بد، پست و شریرند و به خاطر گناهانشان لایق سرزنش و تنبیه اند. خطاهای خودتان و دیگران را بپذیرید.و از آنها درس عبرت بگیرید. قبول کنید که انسانها جایزالخطا هستند و به خودتان اجازه دهید به خطاها و اشتباهات فاحشی که مرتکب می شوید ادامه دهید- در واقع بهتر است بگویم که مطمئن باشید به خطاهای فاحش خود ادامه خواهید داد. بین پذیرش مسئولیت اعمالتان و اینکه به خاطر انجام این اعمال ، لایق سرزنش و نکوهش هستید، تمایز بگذارید. متوجه باشید که وقتی خودتان و دیگران را تحقیر و سرزنش می کنید، رفتار کمالگرایانه و بزرگمنشانه ای انجام داده اید وبا این کار به جای اصلاح خطاهایتان موجب تداوم آن می شوید. انسانها همان اعمالشان نیستند. و اشخاصی را که اعمال بدی انجام می دهند، آدمهای بدی ندانید. ال. اس. بارکسدیل می گوید شما حق دارید اعمال دیگران را ارزیابی کنید، اما آیا حق دارید نوع آن عمل را هم انتخاب کنید؟

4. اگر کارها درست پیش نروند، وحشتناک، هولناک و افتضاح خواهد شد.

وقتی اوضاع خوب نیست سعی کنید قاطعانه آن را عوض کنید. وقتی هم نمی توانید شرایط را تغییر دهید، آن را بپذیرید ( وبه دنبال فرصتی برای تغییر آن بگردید ). هرچه ناکامیها و فقدان های شما بزرگتر باشند، باید برخوردتان با آن فلسفی تر باشد: یعنی باید آنها را ناخوشایند بدانید نه غیرقابل تحمل.

5. منشا بدبختی های انسان در بیرون از اوست و کنترلی بر افسردگیها و تاثراتمان نداریم.

به جای چنین اعتقادی سعی کنید بفهمید این شما هستید که با تفکر غیرعاقلانه خود و حرفهای غیرعاقلانه ای که به خوتان می زنید، مسئول بدبختی های خود هستید، وقبول کنید که می توانید با تغییر دادن افکار یا گفتگوهای درونی تان ناامیدیها یا عصبانیت خود را به حداقل برسانید. اگر بایدها و حتما ها را کنار بگذاریدو به جای غرولند و شکایتهای کودکانه ، خواسته های عاقلانه ای داشته باشید، خیلی کم مضطرب وناراحت خواهید شد.

6. باید به مسائل خطرناک و ترسناک خیلی فکر کرد ونگران آن ها بود.

 سعی کنید خطرات واقعی مسائلی را که از آن ها می ترسید، به دقت بررسی کنید و ببینید در صورت وقوع چه وارض هولناکی خواهد داشت. برای آنکه زندگی کامل و خلاقانه ای داشته باشد، باید برخی خطرات را به جان بخرید. سرمنشا بخش زیادی از نگرانی های شدید شما، تعاریف شما در مورد آن نگرانی هاست – که سرمنشا آن نیز افتضاحاتی است که برای خود می تراشید. برای رفع این نگرانی های افراطی باید مفروضات خود را مورد نقد و بررسی قرار دهید ، به ویژه این فرض را بررسی کنید که همیشه باید دیگران را خشنود سازید و به موفقیت های چشم گیری دست پیدا کنید.

7. فرار از مشکلات و مسئولیت های زندگی.

لذت پرستی موقتی یا اصرار بر ارضای آنی معمولا فلسفه ای نامعقول است. بنابراین به شما توصیه می کنیم پیرو رویکرد لذت وخشنودی عاقلانه و دراز مدت باشید. کارهایی را که صلاح است( یا باید!) انجام دهید، مشخص کنید – و صرف نظر از میزان ناخوشایندی آن ها بدون هرگونه خشمی و با اشتیاق زیاد آن را انجام دهید. اگرچه خویشتندار شدن، آن هم در سطحی وسیع کار دشواری است اما در دراز مدت کار آسانی خواهد بود و عدم خویشتنداری کاری سخت، مخرب و بدون پاداشی خواهد بود.

8. گذشته بسیار مهم است، و چون حادثه ای در گذشته تاثیر زیادی بر زندگی ما گذاشته است. پس همیشه تاثیرش را حفظ خواهد کرد.

وقتی تاریخچه زندگی خود را به دقت بررسی می کنید و سعی میکنید از آن درس عبرت بگیرید، متوجه خواهید شد که زمان حال، گذشته فردا خواهد بود ، بنابراین اگر حال حاضر خود را تغییر دهید، آینده خود را بهبود بخشیده اید. شما با بازنگری مداوم مفروضات قبلی خود و با کار مجدد بر روی عادات قبلی خود می توانید از تاثیر مخرب کودکی و نوجوانی خود بکاهید.

9. مردم باید روش خود را تغییر دهند، و وقتی نمی توانیم راه حلی برای واقعیت های دردناک پیدا کنیم، زندگی افتضاح و وحشتناکی خواهیم داشت.

 واقعیت همین چیزی است که هست ، پس بهتر است قبل از آنکه بخواهید آن را عوض کنید آن را بپذیرید. گاهی بهتر است به جای پیدا کردن راه حل های کامل و مشخص ، به دنبال راه حل های معقول با مصالحه بگردید.

10. با تنبلی و عدم تحرک، یا خوش گذرانی های منفعلانه و غیرمتعهدانه می توان به شادی کامل دست یافت.

 سعی کنید جذب اشخاص یا اشیای بیرون از خودتان شوید، به دنبال درگیریها و سرگرمیهای واقعی باشید نه درگیریهایی که برای فقط تایید به همراه دارند. همچنین به دنبال کارها و سرگرمی هایی باشید که چالش برانگیز و بزرگند. خطر کنید، با تنبلی مبارزه کنید و خودتان را سرزنده نگه دارید.

 

منبع: کتاب زندگی عاقلانه

نویسندگان: آلبرت آلیس- رابرت هارپر

مترجم: مهرداد فیروزبخت